آن‌که عالم مست گفت‌ش آمدی ”کَلَّمینی یا حُمیرا“ می‌زدی چند وقتی بود داشتم فکر می‌کردم که ما گاها به قدری غرق در جست و جوی معنا می‌شویم که آن اصلی را که معنا قرار بود قوام‌بخش‌ش باشد فراموش می‌کنیم. نتیجه هم می‌شود لابد گم شدن در پارادایم‌های مختلف، تمرکز و …

The weight of your silence is very terrible. این جمله مونولوگی هست از فیلم سایلنس. مونولوگی که کشیشِ متعهدِ در دردسر افتاده با خدا داره. به نظرم این کشیش به نوعی نماینده انسان دین‌دار معاصر هست. انسانی که هیچ‌وقت نتونسته و نخواهد توانست با خدای خود دیالوگی داشته باشه. سکوتی …

اگر دشوار نبود لازم‌ نبود به آن امید داشته باشیم، بلکه تنها کافی بود انتظارش را بکشیم یادمه یه فیلمی رو برای کلاس زبان باید پیاده می‌کردیم به اسم GI Jane. یه مونولوگ خیلی جالب داشت اون مربی‌ای که آموزش میداد به نیروهای ویژه آمریکایی که می‌گفت “pain is your …

عرض‌م اینه که جمع مهمه، اون تجربه جمع‌بودگی، گعده داشتن، علقه  داشتن به یک گعده/جمع.  کلا برای دیدن/شنیدن/خوندن خیلی وسواس دارم. مثلا شاید وقتی تنهام هیچ‌وقت شش و هشت گوش ندم ولی تو مسافرت گوش میدیم با ملت و هر و‌ کر. یا مثلا تنهایی واسه یه فیلم/کنسرت/تئاتری که به …

‏ما به اندازه کافی به بیرون از خود رسیده‌ایم، حال وقت این است که خود را اصلاح کنیم. شاید هیچ چیز مثل این جمله بلاتکیلفی، سرگشتگی و بی‌هویتی تعداد کثیری از اهل عالم رو نشون نده و به سخره نگیره. سخره از این جهت که اکثر ما به بهانه رسیدن …

دیروز با عزیزی از وبلاگ و اشارات و نوشتن صحبت می‌کردم.  چند نکته در مورد وبلاگی که می‌نویسم و وبلاگ‌هایی که می‌خونم. من به جد معتقدم بسیاری از کتاب‌ها/مقالات/متونی که می‌خونم حرف جدید و دست‌گیری برام نداره اما از خوندن این‌ها دنبال یک چیز هستم و اون آشنایی‌زدایی، غبار روبی …

افراد زیادی از فلسطینی‌ها و شناس‌های مقاومت جمع شده بودند تا متن سخنرانی او را در سازمان ملل به عنوان اولین فلسطینی‌ای که “به نام مردم فلسطین” در سازمان ملل صحبت می‌کند بنویسند.  ابوعمار تقریبا یک سال بعد از حمله یک گروه فلسطینی به ورزشکاران اسراییلی در برلین در سال …

فکر کن؛ خانواده‌ی خسته‌اش را وعده می‌دهد که بمانید، درخت و آتشی می‌بینیم. یا از آن راهی می‌یابیم یا تکه‌ای از آن را می‌آورم که خداوند بنده‌اش را در آن واحد از دو امید ناامید نکند. می‌روی آتشی بیاوری، کلیم‌الله می‌شوی، می‌گوید موسی من خدای تو هستم و تو دیگر …

هو المحبوب؛ حنین رو معجم‌های عربی اینجور توضیح دادن “صوت الأم الى ولدها”، “صوت الريح و النسيم الرقيق”، “صوت المشتاق”. به انگلیسی ترجمه کردن longing/craving. به فارسی مثلا میشه اشتیاق. درویش میگه “الحنين هو زائر المساء، حيث تبحث عن آثارك فيما حولك ولا تجده” ‏احن اليك  ‏حنين الغريب اذا ذكر …

داشتیم از یه نمایشگاهی بازدید می‌کردیم که تخصصی روی کربلا کار می‌کردن/می‌کنن. تقریبا آخرین جایی که دیدیم داشتن روی واقعیت مجازی عاشورا کار می‌کردن. عینک رو زدم و خودمو رو به صحرا دیدم. سرمو که چرخوندم برگشتم روی‌به‌روی خیام، آتش آن بود که در خرمن پروانه زدند. عین بارون بهاری …